علی خامنه‌ای و چرایی نام‌گذاری سال‌ها

علی خامنه‌ای، نزدیک به یک دهه پس از نشستن بر کرسی رهبری انقلاب اسلامی بدعتی را برگزید که به واسطه آن هر بهار و در اولین سخنرانی سالانه خود نامی را برای «سال پیش‌رو»  برمی‌گزیند. اولین‌بار در سال ۱۳۷۸ بود که رهبر جمهوری اسلامی ایران نامی برای سال جدید خورشیدی انتخاب کرد. نام‌گذاری سال‌های خورشیدی در بیست و دو سال گذشته از سوی بالاترین مقام کشور درواقع حکم دستورالعمل سالانه را برای مسئولین حکومتی داشته است. از سوی دیگر پایه‌گذاری چنین بدعتی از طرف «رهبر» جمهوری اسلامی، ابعاد مختلف رسانه‌ای و تبلیغاتی برای علی خامنه‌ای به وجود آورده است و مسیری برای نشان دادن قدرت جایگاه «رهبر» جمهوری اسلامی و تنها کسی که «صلاح مردم را بهتر از هرکسی می‌داند».

هدف علی خامنه‌ای از نام‌گذاری سال‌های خورشیدی چیست؟

علی خامنه‌ای، در سال‌های رهبری خود شیوه‌ها و ترفندهای رسانه‌ای بسیاری را برای پررنگ‌تر کردن جایگاه خود نزد جامعه ایران امتحان کرده است؛ از توسعه و سرمایه‌گذاری در رسانه‌های اینترنتی و فعالیت در شبکه‌های اجتماعی گرفته تا تولید و پخش مستندهای گاه حاشیه‌ساز درباره دیدار اقشار مختلف مردم با رهبر جمهوری اسلامی.

یکی از مسیرهای این شکل از فعالیت رسانه‌های دیداری و شنیداری، پایه‌گذاری بدعت پخش بلافاصله سخنرانی علی خامنه‌ای بعد از شروع سال جدید از غالب شبکه‌های مهم تلویزیونی و رادیویی کشور است. به تعبیری درست در لحظه‌ای که تمام مردم کشور روبروی تلویزیون نشستند و یا به برنامه سال نو رادیو گوش می‌کنند، ناگزیر به شنیدن حرف‌های علی خامنه‌ای می‌شوند. حرف‌هایی که از پیش ضبط شده و حتی ارتباطی «زنده» هم با مردم نیست. در سال‌های گذشته مرسوم شده است که بلافاصله پس از نام‌گذاری سال از سوی رهبر جمهوری اسلامی، «نشانی» همراه با «نام سال» طراحی می‌کنند و این «نشان» تا پایان تعطیلات بر گوشه بالای صفحه همه برنامه‌های شبکه‌های سیمای جمهوری اسلامی باقی می‌ماند.

می‌توان گفت که این شیوه از «تحمیل» حضور رهبر جمهوری اسلامی، چه به‌عنوان اولین صدایی که مخاطبان صداوسیما باید در سال جدید در همه شبکه‌ها بشنوند و چه دیدن مدام «نام» سال بر گوشه صفحه تلویزیون، یکی از همیشگی‌ترین شیوه‌هایی بوده است که علی خامنه‌ای به مدد سازمان تحت امرش (صداوسیما) از آن برای «تثبیت» جایگاه خود به عنوان «رهبر» نظام استفاده کرده است.

چند سال پیش غلام‌علی حداد عادل مشاور عالی علی خامنه‌ای در پاسخ به این سئوال که «چرا عالی‌ترین مقام نظام اسلامی نام‌گذاری سال‌ها را پی می‌گیرند؟» گفته بود: «ایشان بیشتر سال‌ها را با یک نامی مشخص كرده‌اند كه به نظر می‌رسد فلسفه‌ی این كار جلب توجه مردم به یک ارزش و همین‌طور در نقطه‌‌ی مقابل آن به یک مشكل است.»

حدادعادل ادعا کرده بود که رهبر جمهوری اسلامی نام هرسال را با توجه به «اطلاعات و گزارش‌هایی» از سراسر كشور دریافت می‌کند و «مطالعات و تجربه‌» و «درک و دریافتی» که از معارف اسلامی و قرآنی و مفاهیم انسانی دارد و هم‌چنین «اشراف» به مسائل كشور انتخاب می‌کند و در حقیقت با این بدعت «ملت را به یک موضوع توجه می‌دهد».

هرچند که تا پیش از سال ۱۳۷۸ علی خامنه‌ای در قامت رهبر جمهوری اسلامی هرساله پیامی را در ابتدای سال جدید خطاب به ملت ایران می‌خواند اما در هیچ‌یک از این پیام‌های به اصطلاح «نوروزی» هیچ نامی برای سال جدید انتخاب نمی‌شد. پیام‌های نوروزی او تا پیش از سال ۱۳۷۸ درست مثل پیام اول سال روح‌الله خمینی بی‌هیچ تبلیغ و توجه بیش‌ از اندازه‌ای قرائت می‌شد و در ردیف بسیاری دیگر از پیام‌های دیگر در مناسبت‌های مختلف قرار می‌گرفت و هم‌چون یک دهه اخیر به مثابه «دستورالعمل» و یا «سیاست نظام» تلقی نمی‌شده است.

نام‌گذاری سالانه؛ از احترام به چهره‌های تاریخی و مذهبی تا تحکم بر مسئولان قوا

در اولین سال‌های پایه‌گذاری بدعت نام‌گذاری سال به «سلیقه» و «تشخیص» شخص اول مملکت، عمده توجه رهبر جمهوری اسلامی بر شخصیت‌های مذهبی و تاریخی بود تا با نهادن نام آنها بر تارک سال جدید خورشیدی یاد آنها را زنده کند و ملت ایران به تاسی از آن شخصیت‌های تاریخی و مذهبی سال جدید را شروع کنند.

علی خامنه‌ای اول‌بار سال ۱۳۷۸ را «سال امام خمینی» نامید و سال ۱۳۷۹ را هم «سال امام علی». رهبر جمهوری اسلامی بعدتر سال ۱۳۸۱ و سال ۱۳۸۵ را هم به نام و یاد شخصیت‌های مذهبی یعنی امام سوم شیعیان (امام حسین) و پیامبر اسلام (حضرت محمد) نام‌گذاری کرد اما در دیگر سال‌های دهه هشتاد خورشیدی و به‌خصوص دهه نود روند نام‌گذاری اساسا سمت و سوی دیگری گرفت و درواقع کارکردی «دستوری» پیدا کرد که حتی در مواردی مستقیما خطاب به مسئولان اجرایی و تصمیم‌گیرنده کشور بود مانند سال ۱۳۸۳که سال «پاسخگویی سه قوه به ملت ایران» نام‌گذاری شد و یا سال ۱۳۸۸ که سال «حرکت مردم و مسئولین به سوی اصلاح الگوی مصرف» بود.

تداوم سنت نام‌گذاری سال‌ها در جمهوری اسلامی از سوی علی خامنه‌ای باعث شد ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی و تلاش مقامات اجرایی و تصمیم‌گیرنده برای نمایش میزان وفاداری خود به «دستورات رهبر» تحت تاثیر این سنت قرار بگیرد.

هرچند که نام‌گذاری بسیاری از سال‌ها در دهه ۸۰ خورشیدی در حقیقت عباراتی شعاری مانند سال «اتحاد ملی، انسجام اسلامی» یا «نوآوری و شکوفایی» و یا «حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف»  بودند و سنجش میزان اثرگذاری این نام‌گذاری‌ها در جامعه و یا میان مسئولان مملکتی کار دشواری به حساب می‌آمد اما تاکید مداوم علی خامنه‌ای بر بحث اقتصاد در دهه ۹۰ خورشیدی امکان سنجش ادعاهای وی در ابتدای هرسال را میسر کرده است.

در دهه ۹۰ خورشیدی، تاکید به مسائل اقتصادی جز یک مورد در تمام شعارهای رهبر جمهوری اسلامی ایران بوده است. دقیقا همان چیزی که بزرگترین چالش مردم ایران در نزدیک به یک دهه گذشته بوده؛ سال ۹۸ رونق ملی، ۹۷ «حمایت از کالای ایرانی»، ۹۶ «اقتصاد مقاومتی تولید و اشتغال»، ۹۵ «اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل»، ۹۴ «دولت و ملت هم‌دلی و هم زبانی»، ۹۳ «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی»، ۹۲ سال «حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی»، ۹۱ «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی» و ۹۰ «جهاد اقتصادی».

می‌توان به جرئت گفت که سال‌های دهه ۹۰ خورشیدی یکی از سخت‌ترین دوران‌ اقتصادی برای مردم ایران بود. گرانی و تورم و کاهش تولید و بیکاری فزاینده اساسی‌ترین بحران‌های جامعه بوده است. بحران‌هایی که تبعات خود را در شکل‌های بسیاری نشان داده است؛ دو اعتراض بزرگ و سراسری دی ۹۶ و آبان ۹۸ بارزترین نمونه سرازیر شدن خشم مردم به دلیل فشار فزاینده اقتصادی بود که در اکثر استان‌های ایران رخ داد.

از سوی دیگر بالا رفتن فزاینده فساد اقتصادی در بخش‌های مختلف حکومت و برملا شدن ریشه‌های فساد عمیق نطام‌مند در دستگاه حاکمیت نشان دیگری از فاصله عمیق نگاه شخص اول مملکت به اوضاع کشور و واقعیت موجود است.

علی خامنه‌ای سال ۱۴۰۰ خورشیدی را سال «تولید، پشتیبانی‌ها و مانع‌زدایی‌ها» نام‌گذاری کرده است. عنوانی در راستای تمام شعارهای دهه ۹۰ خورشیدی که پیدا کردن مصداق عینی برای آن کاری بس دشوار است.