مهرنوش، خواننده محبوب: با آگاهی می‌توان زنجیره آزار آنلاین را قطع کرد

صحبت درباره آزار آنلاین، پرسش در این باره نیست که «من و قربانیان تجاوز را کجا می‌برید؟» آزار آنلاین در بیش‌تر موارد نوعی تجاوز است. کسی که عکس آلت تناسلی‌اش را برای شما می‌فرستد، در واقع به روح و روان و به حریم شخصی شما تجاوز می‌کند. کسی که ظاهر شما را دست می‌اندازد و چاقی یا لاغری، رنگ پوست، چشم و  ابرو  یا نوع لباس پوشیدن شما را دست‌مایه‌ خنده فردی یا گروهی قرار می‌دهد، یک «آزارگر» است. می‌‌توان هزار و یک مورد مشابه و متفاوت از آزار آنلاین را مثال زد و ساعت‌ها در مورد آن نوشت.

تجربه من به‌عنوان یک زن از آزار آنلاین تجربه جدیدی نبوده و نیست. خیلی وقت‌ها وقتی برای دوستانم از این آزارها حرف می‌زنم، برای بیش‌تر آن‌ها تعجب‌آور نیست و دلیل آن، فقط و فقط تجربه‌های مشابهی است که کم‌وبیش، بیش‌تر ما با آن دست‌به‌گریبانیم.

روشن است که در سال‌های گذشته، گسترش فن‌آوری فضای بیش‌تر و وسیع‌تری برای حضور همگان در فضاهای عمومی غیرفیزیکی، فراهم کرده است و در پی آن پای آزارگرها هم به دنیای جدید باز شده است، با این تفاوت که در این فضا می‌توانند ناشناخته باقی بمانند و بدون آن‌که دیده یا شناخته شوند، به دیگران آسیب برسانند. البته موارد بسیاری از آزار‌های آنلاین هم گزارش شده که در آن‌ها، آزارگر فرد شناخته‌شده یا صاحب‌نامی بوده که پشت چهره موجهی که به‌ دلیل‌ فعالیت‌های فرهنگی، هنری یا اجتماعی برای خود دست‌وپا کرده و به آزار دیگران پرداخته است. همین موضوع مهم، ضرورت افزایش سطح آگاهی جمعی درباره موضوع آزار آنلاین را دوچندان کرده است. علت پیوستن من به کمپین «ما شهروندان دیجیتال» کمک به بالا بردن سطح آگاهی عمومی و تلاش برای کم کردن این آسیب‌ها است.

در پایان به یکی از تجربه‌های تلخ خودم در مورد آزار آنلاین اشاره می‌کنم. چندی پیش در گفت‌وگویی که در این مورد با یکی از شبکه‌های تلویزیونی داشتم، درباره یک مورد بسیار آزاردهنده که برایم اتفاق افتاده بود، حرف زدم. این تجربه مربوط به مردی بود که از خود فیلمی به حساب‌های مختلف کاربری‌ام با اسم‌ها و عکس‌های مختلف، می‌فرستاد و درحالی‌که اسم مرا می‌آورد و خطاب به من در یک اتاق خالی حرف می‌زد، هم‌زمان خودارضایی می‌کرد. دسترسی‌اش را به هر کجا که قطع می‌کردم با یک حساب کاربری جدید و از جایی دیگر سبز می‌شد. این اتفاق از نظر روانی آن‌چنان تاثیر مخربی بر من گذاشته بود که مدام فکر می‌کردم یک جایی همین دوروبرها است و یک روز سروکله‌اش جلوی خانه‌ام پیدا می‌شود. شب‌ها با کوچک‌ترین صدا از خواب می‌پریدم و می‌گفتم چنین آدم آزارگر پیگیری، سرانجام یک روز به سراغم می‌آید. آسیب دقیقا همین بود و اتفاق افتاده بود.

بعد از آن که ویدیوی آن گفت‌وگو پخش شد، با تعجب دیدم زیر همان ویدیو آدم‌های زیادی هم‌چنان زنجیره‌ آزار را می‌بافتند و پیش می‌رفتند. بعضی از کامنت‌ها دست‌کمی از همان تجربه تلخ آزار نداشت. یعنی درست همان موقع که از آزار حرف می‌زنی، تو را مورد اذیت قرار می‌دهند!

همان روز با خود گفتم که این قصه سر دراز خواهد داشت و باید هم‌چنان گفت، نوشت، حرف زد و عمل کرد. آگاهی، محصول اتفاق یک شبه نیست، یک تلاش مداوم است. ما شهروندان دیجیتال در مقابل هم مسئولیت داریم.