کمپین دادخواهی؛ کمپینی علیه چهار دهه بیداد

همزمان با یک‌سالگی کشتار شهروندان در اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸ توسط جمهوری اسلامی، جمعی از فعالان حقوق بشری از برگزاری یک دادگاه مردمی سه‌روزه برای رسیدگی به وقایع آبان در بهمن‌ماه ۱۳۹۹ در دادگاه لاهه خبر دادند. سازمان‌های «با هم علیه اعدام»، «عدالت برای ایران» و «حقوق بشر ایران» از جمله این نهاد‌های حقوق بشری هستند که اقدام به جمع‌آوری شهادت بازماندگان کشته‌شدگان، بازداشتی‌ها و زخمی‌ها خواهند کرد. حمید صبی و رجینا پائولوس، دو حقوق‌دانی هستند که برای جمع‌آوری مدارک و اسناد از شاهدان معرفی شده‌اند. این سازمان‌ها اعلام کردند که ده‌ها خانواده و همین‌طور شاهدان برای ادای شهادت در این دادگاه حاضر خواهند شد.

تصویری از دیوان بین‌المللی دادگستری (دادگاه لاهه)

دادگاه لاهه یا دیوان بین‌المللی دادگستری، رکن قضایی سازمان ملل متحد است که در شهر لاهه هلند قرار دارد و به عنوان عالی‌ترین نهاد قضایی بین‌المللی، کاملا مستقل عمل می‌کند. این دادگاه، کیفری نیست و در آن فرد یا اشخاص تحت محاکمه قرار نمی‌گیرند.

دادگاه مشابهی در آبان ۱۳۹۱ با عنوان دادگاه «ایران تریبونال» برای رسیدگی به دادخواهی خانوداده‌های کشته‌شده زندانیان سیاسی دهه شصت در جمهوری اسلامی در لاهه با حضور شاهدان عینی این کشتارها برگزار شد. در نهایت طبق رای این دادگاه «تمامیت جمهوری اسلامی ایران به جرم این جنایت‌ها محکوم شده ‌است.»

دادگاه «ایران تریبونال»

به نظر می‌رسد پیگیری مستمر بازماندگان برای اجرای عدالت درباره عزیزانشان، سرمنشاء جنبشی است که نخستین‌بار از فعالیت «مادران خاوران» شکل گرفته باشد. جنبشی با نام «جنبش دادخواهی».

مادران خاوران، زنانی هستند که فرزندان آن‌ها در دهه ۱۳۶۰ به دلایل داشتن عقاید سیاسی و مذهبی مخالف جمهوری اسلامی، زندانی شده و پس از اعدام بدون نام و نشان، در تهران و در گورستان قدیمی منطقه «خاوران» تهران دفن شده‌اند. اما لزوما همه این مادران تهرانی نیستند و طبق گزارش‌های منتشرشده برخی از مادران فرزندانشان به تهران منتقل و اعدام شده‌اند. عده‌ای از این مادران پس از شکایات مختلف به دستگاه قضایی حکومت و بی‌نتیجه‌ماندن آن، بارها به دادگاه‌های بین‌المللی نیز شکایت کرده‌اند. و علی‌رغم تهدید‌ها و بازداشت و زندانی‌شدن و خشنوت‌های سنگین حکومت علیه خود، همچنان به مبارزه و دادخواهی ادامه می‌دهند.

از جمله می‌توان به راحله راحمی‌پور، فعال حقوق بشر و از فعالان جنبش دادخواهی، اشاره کرد که در جستجوی بستگان ناپدید‌شده‌اش در دهه ۶۰  به سازمان ملل متحد شکایت کرد. او نیز بارها از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران محاکمه و زندانی شده است.

اردیبهشت سال ۱۳۹۳ جایزه حقوق بشر گوانگجو در کره جنوبی به نمایندگان مادران خاوران به عنوان مادران و خانواده‌های زندانیان سیاسی کشته‌شده در ایران که خواهان حقیقت و عدالت هستند اهدا شد. این جایزه سالانه به افراد، گروه‌ها یا نهادهایی اهدا می‌شود که همکاری‌ها و فعالیت‌هایشان به پیشرفت حقوق بشر، دموکراسی و صلح در سراسر جهان کمک می‌کند.

نمایی از گورستان خاوران در تهران

صدای دادخواهی مادرانی که فرزندانشان، در سرکوب‌های دگراندیشان و مخالفان جمهوری اسلامی جانشان را از دست داده‌اند، در هیچ دهه‌ای از عمر جمهوری اسلامی خاموش نشده است. از جمله این مادران می‌توان از اکرم نقابی، مادر سعید زینالی نام برد. سعید زینالی دانشجویی است که در حمله ماموران امنیتی حکومت به کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ در خانه‌اش‌ بازداشت شد و تاکنون خانواده‌اش از او خبری ندارد، و مقام‌های قضایی و امنیتی هرگز پاسخی درباره سرنوشت او نداده‌اند.

گوهر عشقی از دیگران مادران دادخواهی است که همچنان با فشارها و تهدیدات از سوی جمهوری اسلامی همچنان به مبارزه و رساندن پیام دادخواهی فرزندش تلاش می‌کند. ستار بهشتی وب‌لاگ‌نویسی بود که در آبان ۱۳۹۱‌ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکه‌های اجتماعی بازداشت شد و در مدت بازجویی به شدت از سوی پلیس فتای جمهوری اسلامی شکنجه شد. او به دلیل خونریزی ریه، کبد، کلیه و مخچه در حین بازجویی جانش را از دست داد.

در جریان اعتراضات به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ نیز بسیاری از معترضان بازداشت و به شدت شکنجه شدند و تعدادی نیز به دست نیروهای امنیتی و سرکوبگر حکومت جانشان را از دست دادند. از این میان شهناز اکملی، مادر مصطفی کریم‌بیگی، از جان‌باختگان این اعتراضات، یکی دیگر از مادران داغداری است که هرگز دست از دادخواهی خون پسرش و دیگر کشته‌شدگان برنداشته است. پسر ۲۶ ساله او روز ششم دی ۸۸ مصادف با روز عاشورا در اعتراضات خیابانی به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری کشته شد. مادر مصطفی کریم‌بیگی بارها به اتهام اقدام علیه امنیت نظام بازداشت و زندانی شده است.

پس از سرکوب، کشتار و بازداشت بسیاری از شهروندان در جریان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ کمپین دادخواهی به گونه‌ای منسجم‌تر شد و به شکل حلقه‌ زنجیری درآمد که بسیاری از بازماندگان جان‌باختگان معترض و مخالف با جمهوری اسلامی را از دوره‌های مختلف با هدف دادخواهی، گرد هم آورد.

هشتم اردیبهشت ۱۳۹۹ پدر پویا بختیاری، یکی از کشته‌شدگان اعتراضات آبان ۹۸ در کرج، با انتشار ویدیویی از سخنان خود در صفحه اینستاگرامش، خانواده‌های جانباختگان دوره‌های مختلف سرکوب در جمهوری اسلامی را به همبستگی برای دادخواهی فراخواند. همچنین با همین هدف یک دادخواست الکترونیک در شهر اینترنت به منظور جمع‌آوری امضا برای داد‌خواهی منتشر و در دسترس عمومی قرار گرفت.

صفحه دادخواست الکرونیک « کمپین دادخواهی»

منوچهر بختیاری در بخشی از این پیام گفت: «بدین وسیله از کلیه دادگاه‌های قضایی خارج از ایران و مخصوصا “دادگاه کیفری لاهه” اعلام دادخواهی نموده، امید است در این مورد اقدامات لازم و شایسته به عمل آید. در این راه از تمام خانواده‌های جانباختگانی که در طول ۴۱ سال حکومت جور و ستم عزیزان خود را از دست داده‌اند، می‌خواهم به این کمپین دادخواهی بپیوندند و اعلام همبستگی کنند. باشد که صدای حق‌طلبانه ما به گوش مقامات ذی‌ربط در داخل و خارج از کشور برسد تا آمران و عاملان این جنایات معرفی و مجازات شوند.»

پدر پویا بختیاری از همان ابتدای جان‌باختن فرزندش و اعلام فراخوان برای مراسم یادبود کشته‌شدگان در ۵ دی ۱۳۹۸ و ماه‌ها پس از آن، بارها توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی بازداشت و زندانی شده است. او برای آخرین بار ۲۳ تیرماه ۱۳۹۹ در سفرش به کیش توسط وزارت اطلاعات ربوده شد و پس از مدتی که محل نگهداریش نامعلوم بود، به بندر عباس منتقل شد و تا کنون (آبان ۹۹) در بازداشت به سر می‌برد.

تصویری از دیدار مادران کشته‌شدگان توسط جمهوری اسلامی

این خانواده‌های دغدار، به‌ویژه مادران کشته‌شدگان بارها با هم دیدار کرده‌ و بر همبستگی برای دادخواهی خون جان‌باخته‌های خود تاکید کرده‌اند. آذر ۱۳۹۹ شهناز اکملی، مادر مصطفی کریم‌بیگی، به دیدار ناهید شیرپیشه، مادر پویا بختیاری رفت. او در این دیدار گفت: «دادخواهی پرچمی است که از “مادران خاوران” به ارث رسیده است».

۱۸ دی‌ماه ۹۸ نیز با انهدام پرواز مسافری پی‌اس۷۵۲ از تهران به مقصد کی‌اف توسط نیروی پدافند هوایی سپاه پاسداران، خانواده‌ی ۱۷۵ مسافر این پرواز را هم داغدار کرد. این خانواده‌ها نیز از همان روزهای ابتدایی با پیام‌های بسیاری خواهان روشن‌شدن واقعیت این اتفاق بوده‌اند. در مقابل، حکومت جمهوری اسلامی علی‌رغم اذعان به انهدام این هواپیما توسط نیروی پدافندی سپاه پاسداران، با دروغ‌گویی و پنهان‌کاری همچنان از اظهار نظر شفاف درباره این موضوع خودداری می‌کند و با تاکتیک‌های مختلف به تحریف واقعیت درباره این فاجعه ادامه می‌دهد.

خانواده کشته‌شدگان هواپیمای اوکرانی هم با تشکیل انجمنی به نام «انجمن خانواده‌های جا‌ن‌باختگان پرواز پی.اس.۷۵۲» به ارکان قضایی بین‌المللی اعدام دادخواهی کرده‌اند و با ‌انتشار دادخواست الکترونیک با عنوان «آسمان ایران امن نیست» و برگزاری گردهمایی‌هایی در خارج از کشور صدای دادخواهی‌شان را به گوش جوامع آزاد رسانده‌اند.

صفحه دادخواست الکترونیک «آسمان ایران امن نیست»

۲۸ مهر ۱۳۹۹ دور دوم مذاکرات جمهوری اسلامی و اوکراین درباره رسیدگی به پرونده این فاجعه در تهران برگزار شد. در حاشیه این مذاکرات که تا ۳۰ مهرماه به طول انجامید، تعدادی از خانواده جان‌باختگان هواپیما مقابل محل مذاکرات، ساختمان وزارت امور خارجه در تهران، تجمع کردند. همزمان با این رویداد، حامد اسماعیلیون، سخنگوی انجمن خانواده‌های جا‌ن‌باختگان پرواز پی.اس.۷۵۲ که همسر و دختر خردسالش را در انهدام این هواپیما از دست داده است، در بخشی از پیام ویدیویی خطاب به مقامات کشور اوکراین گفت: «پیام ما به شما روشن است. حقایق را منتشر کنید. دنیای آزاد حق ندارد به جنایتکاران اجازه دهد حقیقت را قربانی جنایت‌شان کنند. عدالت قابل مذاکره نیست. عدالت در دادگاه به دست می‌آید نه پشت میز مذاکره.»

کمپین دادخواهی به نوعی وقایع «کشتارهای دهه اول انقلاب از اعدام‌های پشت‌بام مدرسه رفاه، اعدام‌هایی بهاییان و زندانیان عقیدتی در دهه شصت و اعدام هزاران زندانی سیاسی در تمام دهه شصت تا کشتار گسترده در تابستان ۱۳۶۷»، «قتل‌های زنجیره‌ای و حمله به کوی دانشگاه در دهه ۷۰»، «کشتار و شکنجه زندانیان در اعتراضات به نتیجه انتخابات در سال ۱۳۸۸» و کشتار، زندانی و شکنجه‌های معترضان اعتراضات سراسری سال‌های ۹۶، ۹۷ و آبان ۹۸ و جان‌باختگان انهدام هواپیمای اوکراینی» را به هم گره زده است.

امروز شهروندان دیجیتال هم در هر فاجعه و کشتار و جنایتی که از سوی نظام جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد، در شبکه‌های اجتماعی علاوه بر موضوع اصلی، با دو هشتگ «دادخواهی» و «کمپین دادخواهی» به گفت‌وگو و تبادل نظر می‌پردازند. در واقع  با گسترش نفوذ اینترنت، مستندسازی موارد نقض حقوق بشر و دادخواهی توسط شهروندان دیجیتال، بیش‌تر مشاهده می‌شود و کمپین‌های مختلفی در این موارد شکل گرفته‌ است. اگر در دهه‌های اول عمر حکومت جمهوری اسلامی، صدای خانواده قربانیان به جایی نمی‌رسید، امروز راه‌های ارتباطی گوناگونی با وجود گزارشگران حقوق بشر، نهادهای حقوق بشری و سازمان‌های بین‌المللی در شهر اینترنت در دسترس همه هست.