دشمنی با مردم، خواص و دانشجویان در سه دهه رهبری علی خامنهای
پنجم تیرماه ۱۳۶۰ یکی از اولین دفعاتی است که علی خامنهای در خطبههای نماز جمعه هفده مرتبه از واژه «دشمن» استفاده کرده است. متن کامل این سخنرانی در سایت رهبر جمهوری اسلامی (Khamenei.com) وجود دارد. در بخشهای دیگری از سخنان او در مجموع به ۴۲۰۲ بار استفاده از عبارت «دشمن» میرسید. اما تعریف این واژه هیچگاه از طرف او تکمیل نشده و همواره به اقتضای موقعیت، نکات جدیدی به آن اضافه شده است.

سابقه استفاده رهبر جمهوری اسلامی، از نشانهشناسی «دشمن»، به هشت سال پیش از انتخاب او در مجلس خبرگان رهبری بهعنوان جایگزین روحالله خمینی و رهبر جمهوری اسلامی ایران برمیگردد.
او از ششم مرداد ۱۳۶۸ که به این سمت انتخاب شد، ۳۱ سال است که در این سمت باقی مانده است. هر دهه از رهبری او جدا از سایر وقایع دوران صدارتش، با یک محک جدی در رابطه با مردم همراه بوده است: تیر ۷۸، خرداد ۸۸ و آبان ۹۸.
دشمن خطابکردن معترضان و منتقدان در این بزنگاههای مهم تاریخی، بهجای شنیدن «صدای مردم» و «اعتراضات مردمی» را به حساب دشمن نوشتن رویه مرسوم او است. هر بار هم دایره خودیها و دوستان برای او تنگتر از قبل شده است.
کارشناسان «ما شهروندان دیجیتال» در ادامه به بررسی سه مورد تاریخی از دشمنخطابکردن مردم در سه دهه رهبری او، پرداختهاند.
۱۸ تیر ۷۸
علی خامنهای هنگام علنیشدن قتلهای زنجیرهای و بعد از انتشار خبر قتل «داریوش و پروانه فروهر» در خطبههای نماز جمعه ۱۸ دی ۱۳۷۷ پس از قتل فروهر میگوید: «من نمیتوانم باور کنم و قبول کنم که این قتلهایی که اتفاق افتاد، بدون یک نمایشنامه یا به قول آقایان بدون یک سناریوی خارجی باشد. نمیشود. خوب این افرادی که کشته شدهاند، بعضی را ما از نزدیک میشناسیم. اینها کسانی نبودند که یک نظام، اگر اهل این حرفها باشد، بخواهد سراغ اینها برود. خب اگر نظام جمهوری اسلامی اهل دشمنکشی است، دشمنان خودش را میکشد، خب چرا سراغ فروهر برود؟ فروهر و عیالش.»
او در ادامه سخنان خود بدون ذکر نام سایر جانباختگان آنها، را آدمهای غیرمشهوری میداند که کسی آنها را نمیشناخت تا خطری برای نظام داشته باشند. سپس با اشاره به سابقه دوستی پیش از انقلاب و دشمنی داریوش فروهر در جریان اتفاقات سال ۱۳۶۰ میگوید: «بعد از پدیدآمدن فتنههای سال ۶۰ دشمن ما شد؛ اما دشمن بیخطر … ایشان معروفیتی در بین مردم نداشت، کسی که تحتتاثیر حرفهای او نبود، نفوذی نداشت، دشمن بیخطری بود انصافا آدم نانجیبی هم نبود. … حالا شما فکر میکنید کسی که مثل فروهر را میکشد، آیا این فرد میتواند دوست نظام باشد؟»
اگر چه تحت بازجویی از متهمان قتلهای زنجیرهای با شکنجه وحشیانه، اعترافاتی از آنها گرفتند که همکار اسراییلاند و آن قتلها با هماهنگی اسراییلیها انجام شده، اما بر کسی پوشیده نماند که وزارت اطلاعات طراح و مجری این جنایات بوده است. خامنهای در آن خطبهها برای تبرئه خودش در کشتن روشنفکران و دگراندیشان پیشدستی کرد تا از خودش سلب اتهام کند.
کوی دانشگاه تاوان اعتراف وزارتخانه بود
در غروب ۱۷ تیر ۱۳۷۸روزنامه «سلام» که به انتشار نامه محرمانه «سعید امامی»، مشاور وقت وزارت اطلاعات اقدام کرده بود، توقیف شد. در این نامه که موجب توقیف روزنامه سلام شد، سعید امامی بهعنوان معاون سابق امنیتی وزارت اطلاعات و مشاور «قربانعلی دری نجف آبادی»، وزیر وقت اطلاعات خواستار اعمال محدودیت شدید و نظاممند بر مطبوعات شده بود.
سعید امامی که پس از افشای قتلهای زنجیرهای در پاییز ۱۳۷۷ بهعنوان عامل اصلی قتلها بازداشت شده بود، بر اساس اعلام منابع دولتی در ۲۹ خردادماه در سلول خود در زندان با خوردن داروی نظافت خودکشی کرد. خودکشی رازآلودی که در هالهای از ابهام باقی مانده است. مرگ او درست دو هفته پیش از انتشار نامه محرمانهاش و به دنبال آن توقیف روزنامه سلام رخ داد.
صبح روز بعد، دانشجویان در اعتراض به توقیف سلام دست به تجمع زدند. با تاریکی شب، ماموران وزارت اطلاعات و لباسشخصیها به کوی «دانشگاه تهران» یورش بردند. دانشجویان خوابگاه کوی دانشگاه تهران در جریان حمله ماموران امنیتی و لباس شخصیها به شدت مورد ضربوشتم قرار گرفتند. در جریان این حمله، صدها دانشجو به فجیعترین شکل ممکن ضربوشتم شدند؛ دهها نفر بازداشت و دستکم یک نفر به ضرب گلوله کشته شد. یک دانشجو هم بر اثر ضربه سنگین باتوم بینایی یک چشم خود را از دست داد.
فعالان حقوق بشر در ایران معتقدند ۷ نفر در واقعه حمله به کوی دانشگاه کشته شدهاند. اما تا این لحظه فقط هویت «عزتالله ابراهیمنژاد» و «فرشته علیزاده» مشخص و مرگ «تامی حامیفر» تایید شده است. «سعید زینالی» هم از هنگام دستگیری در جریان این حوادث توسط ماموران ناپدید شده است. جستجو و پیگیری خانواده او تا این لحظه حاصلی نداشته است.
خامنهای در دو سخنرانی که پس از اعتراض دانشجویان به فاجعه رخداده در کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۷۸ انجام داد، اعتراضات مسالمتآمیز دانشجویان را توطئه دشمن خواند. اعتراضاتی که نقطه عطف جنبش دانشجویی پس از انقلاب ۵۷ محسوب میشود.
او در اولین سخنرانی خود که ۲۱ تیر و سه روز پس از وقایع خونین کوی دانشگاه انجام شد، ۲۳ بار از واژه دشمن استفاده کرد. او خطاب به بسیجیان گفت: «نيرويتان را براى آن روزى كه كشور به آن نيازمند است، براى آن روزى كه نيروى جوان و مؤمن و حزباللهی بايد در مقابله با دشمن بايستد، حفظ كنيد.» سپس با گفتن این جمله که «چون دشمن، دانشجو را هدف گرفته» ادامه داد: «دشمن را خوب بشناسید؛ مبادا از شناسایی دشمن غفلت کنید. غریبههایی را که در لباس خودی خودشان را در همه جا داخل میکنند بشناسید؛ دستهای پنهان را ببینید.»
او و هوادارانش البته تا این لحظه همچون سایر ادعاهای بیپایه دخالت خارجی در سایر اعتراضات مردمی، هیچ مدرکی مبنی بر دستداشتن نیروهای خارجی در اعتراضات دانشجویی ۱۸ تیر ۷۸ ارائه نکردهاند.
۲۵ خرداد ۸۸
دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در روز ۲۲ خرداد ۸۸ برگزار شد. با اعلام رسمی وزارت کشور مبنی بر پیروزی «محمود احمدینژاد» آنهم با اختلاف بسیار زیادی نسبت به «میرحسین موسوی» و قرار گرفتن «محسن رضایی» و «مهدی کروبی» در رده های بعدی شائبه تقلب در انتخابات آنهم به شکل گسترده تقویت شد.
رهبر جمهوری اسلامی روز ۲۳خرداد در پیامی غیرمنتظره و بر خلاف روال مرسوم انتخابات پیش از آن، خطاب به مردم، مشارکت بیش از ۸۰ درصدی در انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب دوباره محمود احمدینژاد را تبریک گفت. او در این پیام که در آن از مردم و بهویژه نامزدهای رقیب خواسته بود که يكپارچه از احمدینژاد حمايت و به او كمک كنند، با اشاره به میزان مشاركت مردم و رای ۲۴ ميليونی «رئيسجمهور منتخب»، از «آحاد مردم بهويژه جوانان» خواست تا كاملا هوشيار باشند. همچنین از «هواداران نامزد منتخب و ديگر نامزدها» خواست از هر گونه رفتار و گفتار تحريکآميز و بدگمانانه پرهيز كنند.
با اعلام پیروزی محمود احمدینژاد اعتراضات متعددی در تهران و دیگر شهرها گزارش شد. اما روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸نزدیک به سه میلیون نفر از معترضان به نتیجه انتخابات فاصله میدان امام حسین در شرق تا میدان آزادی در غرب تهران را تسخیر و راهپیمایی اعتراضی خود را در سکوت برگزار کردند. این بزرگترین راهپیمایی ضدحکومتی پس از انقلاب ۱۳۵۷ بوده است. در پایان راهپیمایی و با تاریکشدن هوا نیروهای شبهنظامی در میدان آزادی به معترضان حمله کردند. آنها که به سلاحهای گرم و سرد مسلح بودند، به ضربوشتم معترضان پرداختند که منجر به کشته و زخمیشدن جمع زیادی از مردم معترض شد.
صدها فعال سیاسی و فعالان ستادهای انتخاباتی، با احکامی که سه روز پیش از انتخابات توسط سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران صادر شده بود، بازداشت شدند. ولی اعتراضات در روزها و در ماههای بعد هم ادامه پیدا کرد.
یکی از مهمترین دفعاتی که علی خامنهای از واژه دشمن برای اشاره به معترضان استفاده کرده در سال ۱۳۸۸ بوده است. او در خطبه نماز جمعه بیست و نهم خرداد ۱۳۸۸به صراحت معترضان را تحریکشده دشمنان نظام خواند. در ادامه هم مسئولیت خون معترضان را به گردن کاندیداهای معترض انداخت.
۱۹ دیماه همان سال نیز در دیدار مردم قم، ۱۹بار از کلمه دشمن در سخنرانیاش استفاده کرد و تلویحا معترضان را وابسته به دولتهای خارجی نامید و گفت: «همان کسانی که از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمنی کردند، سنگ زدند، گلوله خالی کردند، تروریسم راه انداختند. … همانها الان میآیند توی خیابان، علیه نظام و علیه انقلاب شعار میدهند! چیزی عوض نشده. اسمشان چپ بود، پشت سرشان آمریکا بود. اسمشان سوسیالیست بود، لیبرال بود، آزادیطلب بود، پشت سرشان همه دستگاههای ارتجاع و استکبار و استبداد کوچک و بزرگ دنیا صف کشیده بودند. امروز هم همین است. اینها علامت است، اینها شاخص است؛ و مهم این است که ملت این شاخصها را میفهمد»
۲۹ دیماه همان سال در سخنرانی دیگری با اعلام اینکه در شرایط کنونی همه جریانها و گرایشهای سیاسی داخل نظام باید خط و مرز خود را با دشمن به صورت شفاف مشخص کنند. وظیفه خواصی که تاثیرگذاری بالایی دارند را بیش از دیگران دانست و خواستار آن شد تا خواص جمهوری اسلامی مواضع خود را در مورد اقدامات دشمن به صورت شفاف اعلام کنند: «باید مشخص شود افرادی که داخل نظام جمهوری اسلامی هستند چه موضعی دارند و آیا حاضر هستند از دشمن تبری بجویند.»
۲۴ آبان ۹۸
علی خامنهای پس از اعتراضات سراسری روزهای ۲۴ و ۲۵ آبان ۹۸ -که به گفته خبرگزاری رویترز منجر به کشته شدن دستکم ۱۵۰۰ نفر شد- ۲۸ آبان ۹۸ یک سخنرانی عمومی داشت. او با توجیه «خشونت علیه مردم معترض»، آن را «جنگ امنیتی مقابل دشمن» دانست و گفت: «… همه بدانند؛ هم دوستان ما، هم دشمنان ما. ما در عرصه جنگ نظامی دشمن را عقب زدیم. در عرصه جنگ سیاسی دشمن را عقب زدیم. در عرصه جنگ امنیتی دشمن را عقب زدیم. همین کارهای این چند روز، کارهای امنیتی بود؛ اینها کارهای مردمی نبود. کار امنیتی بود؛ عقب زده شدند. در عرصههای مختلف دشمن را عقب زدهایم. به توفیق الهی، در عرصه جنگ اقتصادی هم دشمن را به طور قاطع عقب خواهیم زد.»
روز ۲۴ آبان ۱۳۹۸ مردم معترض در واکنش به گرانی سهبرابری و ناگهانی بنزین در ایران به خیابانها ریختند. از ۲۴ تا ۲۸ آبان در ۲۹ استان ایران تظاهرات گسترده مردمی برگزار شد. جمهوری اسلامی با استفاده از نیروهای مختلف انتظامی، امنیتی، سپاهی و بسیج در درگیری با معترضان، آنها را هدف مستقیم گلوله قرار داد.
رهبر جمهوری اسلامی در رابطه با اعتراضات سراسری آبان ۹۸ دو بار سخنرانی کرد. در سخنرانی دوم که در ۶ آذر ۹۸ در جمع بسیجیان به مناسبت چهلمین سالگرد تشکیل بسیج برگزار شد، مردم را با دشمن یکی گرفت. او ۳۲ بار از کلمه دشمن استفاده کرد و گفت: «دشمن -آن دشمن اصلی، نه این آدمهای پست و حقیر و کوچک- یعنی استکبار جهانی، صهیونیسم جهانی، آنهایی که نشستهاند پشت مانیتورهای اساسی سیاسی خودشان و دارند دنیا را مراقبت میکنند، میفهمند که این حرکت یعنی چه؛ آنها تو دهنی میخورند، آنها وادار به عقبنشینی میشوند در مقابل حرکت عظیم ملت ایران.»
او در سخنان خود از عملکرد بسیج تجلیل کرد و افزود: «علت دشمنیشان با همه ملت چیست؟ همین راهپیماییهای این چند روز علت را مشخص میکند. چون ملت ما اینجوری هستند. به مجرد اینکه احساس میکنند دشمن وارد میدان شده است و مشغول فعالیت است، با تن خودشان میآیند داخل میدان و آمدند. این یک هفته حقیقتاً اوج شکوه و عظمت ملت ایران بود. این موجب میشود که آنها دشمنی کنند، دشمن میشوند. هر کس هم با آنها دل خودش را و دُم خودش را گره زده باشد، با ملت ایران همین جور احساسی را دارد.»
خبرگزاری رویترز در جریان اعتراضات آبان ۹۸ به استناد سه روایت (سه منبع) نزدیک به حلقه اطرافیان علی خامنهای، و یک مقام چهارم، اعلام کرد سرکوب شدید معترضان با دستور علی خامنهای انجام شده است: «[او که]چند روز پس از آغاز اعتراضات آبان بیقرار شده بود، با جمعکردن مقامات ارشد امنیتی و دولتی خود، دستور داد: هر کاری که لازم است برای متوقفکردن آن انجام دهید.»
سرکوب آخرین اعتراض سراسری همزمان با پایان دهه سوم رهبری علی خامنهای در حالی با دستور مستقیم او انجام شد که مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی، «تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.» اما علی خامنهای ترجیح داد مردم را «دشمن» و خودش را «مستضعف» بنامد، به سوی مردم شلیک کند و صدای اعتراض آنها را با شلیک گلوله مستقیم خاموش کند. او دردیدار با بسیجیان بعد از اعتراضات سراسری آبان ۹۸ خود و اعضای بسیج را مستضعف معرفی کرد: «مستضعفین چه کسانی هستند؟ مستضعفین را بد معنا میکنند. مستضعفین را به افراد فرودست یا حالا اخیراــ یعنی این چند سال اخیر باب شدهــ اقشار آسیبپذیر [معنا میکنند]، یعنی آسیبپذیران. نه، قرآن مستضعف را این نمیداند. … مستضعفین یعنی ائمه و پیشوایان بالقوه عالَم بشریت. این معنای مستضعفین است: کسانی که وارثان زمین و همه موجودی زمین خواهند بود؛ بسیج مستضعفین این است.»
علی خامنهای با تغییر معنای دو واژه «دشمن» و «مستضعف» معنای گفتههای قبلی خود را چنان تغییر داد که هیچ نسبتی با معنای اولیه آن واژهها ندارد. او مرتکب مغالطه «تغییر تعریف» (definitional retreat) شد.