سواد رسانه‌ای جمهوری اسلامی؛ علیه ماهیت رسانه/ قسمت اول

حال که سال‌هاست زندگی مردم در ایران با شبکه‌های اجتماعی و شهر اینترنت عجین شده، بحث سواد رسانه‌ای به یکی از اولویت‌ها تبدیل شده است. این موضوع فقط محدود به فعالیت‌های کمپین «ما شهروندان دیجیتال»، «فکت‌نامه» و غیره نمی‌شود. در ایران نیز نهادهایی در حوزه سواد رسانه‌ای فعالیت می‌کنند و این فعالیت‌ها به‌ویژه در چند سال اخیر گسترده‌تر شده است.

سواد رسانه‌ای در ایران در کنترل چند مرکز محدود

بررسی فعالیت‌های عمده صورت‌گرفته در خصوص سواد رسانه‌ای در ایران نشان می‌دهد که بخش اعظم این فعالیت‌های از سوی چند مرکز محدود و مرتبط با یکدیگر صورت می‌گیرد.

انجمن سواد رسانه‌ای ایران

یکی از فعال‌ترین مراکزی که در ایران در حوزه سواد رسانه‌ای کار می‌کند، انجمن سواد رسانه‌ای ایران است. این سازمان خرداد ۱۳۹۶ در ایران تاسیس شده است.

منبع: رسمیو

در وبسایت این انجمن آمده که این «سازمان مردم‌نهاد» با عضویت «فعالان بخش خصوصی، دولتی و دانشگاهی در حوزه سواد رسانه‌ای» از جمله در حوزه «آموزش، پژوهش، برنامه‌سازی رادیویی، تلویزیونی و سینمایی، تولید محتوای فرهنگی و اجتماعی با مضمون سواد رسانه‌ای» فعالیت می‌کند. این انجمن اساسنامه خود را در شهر اینترنت منتشر نکرده و مشخص نیست که برای عضویت در آن چه شرایطی وجود دارد.

مرکز فناوری اطلاعات وزارت ارشاد

انجمن سواد رسانه‌ای ایران همکاری نزدیکی با مرکز فناوری اطلاعات و رسانههای دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد. همچنین مدیر عامل پیشین این انجمن، محمد صادق افراسیابی، در حال حاضر معاون مرکز فناوری اطلاعات و رسانههای دیجیتال است. در «سرفصل فعالیت‌های» این مرکز، مواردی از قبیل «مشاركت در مقابله با تهاجم فرهنگی نظام استكباری از طریق سازماندهی مجامع دیجیتالی مردم‌نهاد»، «ایجاد سند دیجیتال برای آثار، به‌منظور حفظ حقوق مولفین و ناشرین دیجیتال از طریق حكم مقام ولايت»، «ایجاد اتاق‌های فكر برای توسعه محتوی و سرویس دیجیتال» و «مشاركت در توسعه كیف دیجیتال آموزشی از مهدكودک تا دكتری» دیده می‌شود.

دانشگاه «امام صادق»

شماری از اعضای کنونی و پیشین انجمن سواد رسانه‌ای ایران دانش‌آموخته یا مدرس دانشگاه «امام صادق» هستند؛ از جمله محمد‌صادق افراسیابی، دانش‌آموخته این دانشگاه و دبیر پیشین تحریریه ماهنامه تخصصی «ارتباطات و دین» دانشگاه «امام صادق» و حسن بشیر، رئیس هیئت مدیره «انجمن سواد رسانه‌ای ایران» که عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات این دانشگاه است.

محمدصادق افراسیابی

دانشگاه امام صادق فعالیت خود را از سال ۱۳۶۱ آغاز کرد. ریاست این دانشگاه  تا سال ۱۳۹۳ بر عهده محمدرضا مهدوی کنی، سومین رئیس «مجلس خبرگان رهبری» بود و پس از درگذشت او، فرزندش محمد سعید مهدوی کنی تا سال ۱۳۹۷ ریاست این دانشگاه را بر عهده داشت.

هیئت امنای دانشگاه امام صادق از گذشته تا کنون- منبع: وبسایت دانشگاه امام صادق

این دانشگاه همچنین با مشارکت «مرکز فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال وزارت ارشاد»، برگزاری سومین همایش ملی سواد رسانهای را که قرار است آبان‌ماه امسال برگزار شود، بر عهده دارد.

 

ریاست این همایش بر عهده حسن بشیر، رئیس «انجمن سواد رسانه‌ای ایران» است. معصومه نصیری، عضو انجمن سواد رسانه‌ای ایران و محمد صادق افراسیابی نیز از اعضای «شورای راهبری» این همایش هستند.

نگاهی به سابقه شماری از اعضای انجمن سواد رسانه‌ای ایران

در وبسایت انجمن سواد رسانه‌ای ایران اعضای این انجمن به این شکل معرفی شده‌اند:

منبع: وبسایت انجمن رسانه‌ای ایران

این انجمن به عنوان یکی از پیشتازان سواد رسانه‌ای در ایران، در حالی بر شفافیت و منابع معتبر تاکید دارد که در خصوص برخی اعضای آن اصل شفافیت رعایت نشده است.

حسن بشیر؛ عدم شفافیت در سابقه تحصیلی و شغلی خارج از ایران

حسن بشیر، رئیس هیئت مدیره انجمن سواد رسانه‌ای ایران، عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق است.

به نوشته وبسایت دانشگاه امام صادق، او دانش‌آموخته دانشگاه لستر بریتانیا در رشته «جامعه‌شناسی ارتباطات بین‌الملل» در مقطع دکترا است. این وبسایت می‌افزاید که حسن بشیر کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل خود را از دانشگاه ناتینگام ترنت بریتانیا گرفته، یک کارشناسی ارشد در رشته فیزیولوژی از دانشگاه ایالتی واشنگتن دارد و تحصیلات دکترای خود را نیز در رشته فیزیولوژی در دانشگاه ایالتی واشنگتن ناتمام گذاشته است.

منبع: وبسایت دانشگاه امام صادق

همچنین در صفحه لینکدین حسن بشیر آمده است که او عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه ایالتی آیداهو در آمریکا است.

منبع: لینکدین

نام او در هیچ یک از این دانشگاه‌ها، ذکر نشده است. احتمال دارد که وی با نام دیگری در این دانشگاه‌ها تحصیل یا فعالیت کرده باشد. در این خصوص با تمامی این دانشگاه‌ها و همچنین شخص حسن بشیر از طریق ایمیل تماس گرفته شده است که به محض دریافت پاسخ، در مورد آن اطلاع‌رسانی خواهد شد.

در وبسایت وزارت فرهنگ و ارشاد آمده است که حسن بشیر در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ ریاست «موسسه مطالعات اسلامی لندن» را بر عهده داشته. این در حالی است که این مرکز به عنوان یک شرکت با مسئولیت محدود سال ۲۰۰۰ در لندن تاسیس و سال ۲۰۰۳ منحل شده است. بر اساس داده‌های وبسایت اوپن کورپورتس، مستقر در لندن، که یک بانک اطلاعاتی بین‌المللی از مراکز و شرکت‌های ثبت شده است، حسن بشیر از زمان تاسیس رئیس این موسسه بوده است.

منبع: Opencorporates Website

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین می‌گوید حسن بشیر از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ مدیر «آکادمی آکسفورد» برای مطالعات عالی بوده و تاکید دارد که این آکادمی «وابسته به دانشگاه پورتسموث انگلستان برای تحصیلات کارشناسی ارشد و دکتری» است. این شرکت با مسئولیت محدود سال ۱۹۹۱ در آکسفورد بریتانیا تاسیس و سال ۲۰۰۵ منحل شده است.

منبع: Opencorporates Website

در وبسایت دانشگاه پروتسموث نامی از این آکادمی برده نشده و مشخص نیست این شرکت چگونه با دانشگاه پرتسموث مرتبط بوده است.

معصومه نصیری؛ «مدرس» دانشگاه

یکی از اعضای هیئت مدیره این انجمن که حضور رسانه‌ای پررنگی دارد، معصومه نصیری است.

 

از او به عنوان استاد دانشگاه و پژوهشگر رسانه یاد می‌شود ولی معلوم نیست معصومه نصیری در کدام دانشگاه تدریس می‌کند. او همجنین کتاب‌هایی نیز در حوزه سواد رسانه‌ای منتشر کرده است؛ از جمله کتاب «سواد رسانهای و خانواده»، مجموعه کتاب‌های «شهروند هوشمند» و «کرونا در آیینه سواد رسانهای و علوم شناختی».

سایر اعضا

از دیگر اعضای این انجمن می‌توان به سیدمرتضی موسویان، ریاست پیشین «مرکز فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال وزارت ارشاد»، سجاد خسروانیان، مشاور استاندار فارس و خسرو سلجوقی، مشاور وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات اشاره کرد.

سواد رسانه‌ای در ایران علیه ماهیت رسانه؛ بررسی موردی ویروس کرونا

نگاهی به فعالیت‌های انجمن سواد رسانه‌ای ایران و سایر مراکز نشان می‌دهد که موضوعات مد نظر اعضای این مرکز، همان مباحث مطرح سواد رسانه‌ای روز در سراسر جهان است؛ راه‌های تشخیص اخبار جعلی و شایعات، نحوه استفاده صحیح از شبکه‌های اجتماعی، داشتن نگاهی انتقادی به رسانه، تاکید بر شفافیت و ذکر منابع. آن چه تفاوت دارد اما محتوای تولید شده این مراکز در این حوزه است؛ محتوایی که گاه مقابل رسالت اصلی رسانه که همان اطلاع‌رسانی است، می‌ایستد.

به عنوان مثال در خصوص ویروس کرونا، در مقاله‌ای به قلم امیر یوسفی، معاون امور کارگروه‌های انجمن سواد رسانه‌ای ایران، از اعضای این انجمن از «بمباران رسانه‌ای» انتقاد میشود: «…چه توقعی از این حجم مطلب بی در و پیکر و درهم داریم؟ به دنبال انجام کدامین رسالتیم؟ امید بخشی؟ آگاه‌سازی؟ اطلاع‌رسانی یا شاید هم دنبال کلاهی هستیم از نمد کرونا!…بد نیست این انبوه تولیدات را متوقف کنیم.»

این در حالی است که ماهیت اصلی رسانه اطلاع‌رسانی است، فارغ از مثبت یا منفی بودن خود این اطلاعات. رسانه وظیفه فیلتر اخبار و اطلاعات را بر عهده ندارد و این مخاطب است که دست به انتخاب می‌زند.

در مقاله‌ای دیگر، سارا میرقاسمی، دبیر کارگروه پایش انجمن سواد رسانه‌ای ایران، رسانه‌های غربی را به گسترش «توهم توطئه» و «شانتاژ خبری» علیه ایران متهم میکند: «رسانه های خارجی تلاش می کنند نوعی «توهم توطئه» را برای مردم ایجاد کنند که کشور ایران و رسانه های رسمی و داخلی قابل اعتماد نیستند و با شانتاژ خبری در خصوص آمار مرگ و میر و آسیب‌های ناشی از این بیماری می‌پردازند که  باعث به مخاطره افتادن “امنیت روانی” افراد جامعه می‌شود.»

میرقاسمی نه منبعی برای این ادعای خود ارائه می‌کند و نه به طور واضح و شفاف توضیح می‌دهد که منظور از «شانتاژ خبری» چیست، این رسانه‌های غربی کدام هستند و در چه موارد مشخصی اعلام کرده‌اند که «ایران و رسانه‌های رسمی و داخلی قابل اعتماد نیستند». به عبارتی یکی از اصول اساسی سواد رسانه‌ای، ذکر منبع، در این مقاله نقض شده است؛ امری که خود انجمن سواد رسانه‌ای ایران نیز بر آن تاکید دارد.

 

سارا میرقاسمی در ویدیوی دیگری در خصوص پوشش اخبار کرونا، رسانه‌ها را به «سیاه‌نمایی» متهم می‌کند: «مطلبی که این روزها نقل زبان رسانه‌ها شده، بیماری کرونا و راه‌های مقابله و پیشگیری با آن بیماری است؛ مسئله‌ای که با سیاه‌نمایی رسانه‌ای خیلی بیش‌تر و بزرگ‌تر از واقعیت خود بیماری به آن پرداخته می‌شود. آیا اگر این بیماری به جای کشور چین از کشور آمریکا شروع می شد، باز هم شاهد این همه آمار مختلف و متفاوت از مرگ و میر و صدمات ناشی از این بیماری از طریق رسانه‌ها بودیم؟»

 

این عضو انجمن سواد رسانه‌ای ایران بار دیگر برای اتهامات و گمانه‌زنی‌های خود هیچ منبع و سند موثقی ارائه نمی‌کند.

انتقاد او از ارائه آمار مرگ و میر دقیقا هم‌سوی با رویکرد وزارت بهداشت جمهوری اسلامی است که از اواخر فروردین‌ماه اعلام آمارهای استانی را متوقف کرد. این در حالی است که در کشورهای پیشرفته، آمار ریز و روزانه کرونا در اختیار شهروندان قرار می‌گیرد. به عنوان مثال در آمریکا مراکز مدیریت و پیشگیری بیماری آمار مربوط به ایالت‌ها را ارائه می‌کند و ایالت‌ها و شهرهای مختلف نیز، آمار روزانه و ریز آمار نظیر سن، جنسیت و نژاد و در مواردی محله‌های پرخطر را نیز معرفی می‌کنند.

همچنین محمد صادق افراسیابی نیز پیش‌تر در ویدیویی تاکید کرده بود: «اخباری که جنبه آموزش دارد، جنبه پیشگیری دارد، این اخبار، اخبار مفید است، اما اخباری که به هر حال دنبال این است که مثلا بگوید فلان فرد استعفا داد، فلان اتفاق افتاد، این تعداد مرگ و میر شد، این‌ها اخباری است که اکثرا فیک‌نیوز هستند، یعنی جنس خبر، جنسی است که بوی خوبی از خبر به مشام نمی‌رسد… این‌ها عمدتا هم فیک‌نیوز هستند و هدفشان این است که آرامش روانی جامعه را به هم بزنند. این اخبار را بگذاریم کنار.»

محمد صادق افراسیابی توضیح نمی‌دهد که چگونه و چرا اخبار مربوط به مرگ و میر از نظر او «فیک‌نیوز» یا همان خبر جعلی هستند و با چه سند و مدرکی می‌گوید که هدف از این اخبار بر‌هم‌زدن آرامش روانی جامعه است. او همچنین به نوعی با تاکید بر کنار گذاشتن اخبار منفی، برای مخاطب خط مشی تعیین می‌کند، در حالی که در حوزه سواد رسانه‌ای، اطلاعات موثق لازم در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد و تصمیم‌گیری به خود مخاطب واگذار می‌شود.

در حالی که تاکید سواد رسانه‌ای بر آموزش مخاطب برای هضم اطلاعات و هدایت خود در دنیای رسانه‌ای، به نظر می‌رسد تمرکز این مراکز در مواردی بیش‌تر حول محور کنترل داده و به نوعی سانسور اطلاعات می‌گردد. به عبارتی می‌توان گفت به نوعی سواد رسانه‌ای در این مراکز، گاه علیه ماهیت سواد رسانه‌ای می‌رود.