سوالات پیرامون خودکشی کودک بوشهری
بنا بر گزارشهای منتشرشده در هفتههای قبل، یک کودک ۱۱ساله بوشهری به دلیل نداشتن گوشی همراه هوشمند برای شرکت در کلاسهای آنلاین مدرسه، خودکشی کرد.
به گفته خانواده، محمد موسویزاده روز ۲۱ مهر با استفاده از طناب خود را در خانه حلقآویز کرده است. آموزش و پرورش استان بوشهر ندادن تلفن همراه به موسویزاده را تکذیب کرده ولی مادر محمد در گفتوگوی تلفنی با خبرگزرای «رکنا» علت خودکشی موسویزاده را خرابشدن تلفن همراه او و نداشتن توان مالی برای تهیه تلفن جدید عنوان کرد. در این بین سوالاتی وجود دارد که کارشناسان راستیآزمایی «ما شهروندان دیجیتال» آنها را با شما مطرح میکنند.

خودکشی در نوجوانان در ایران
محمد موسویزاده ۱۱ سال سن داشت و اگر خبر خودکشی او صحت داشته باشد، او اولین کودکی نیست که در این سن از این طریق خودکشی میکند. به گزارش هرانا، به تازگی دو کودک دختر و پسر ۱۱ و ۱۰ساله در شهرهای ایلام و تهران با حلقآویزکردن اقدام به خودکشی کرده و جان خود را از دست دادهاند. یک پسر ۱۰ساله به نام مرتضی در یکی از روستاهای ایلام از طریق حلقآویز خودکشی کرد و جان باخت. دهیار این روستا دلیل خودکشی این کودک را فقر و مشکلات معیشتی خانوادهاش عنوان کرد. گزارشی دیگر نیز از خودکشی یک دختر ۱۰ساله تبعه افغانستان به نام مبینا در محله حاجیآباد-امینآباد تهران حکایت دارد. این کودک نیز به روش حلقآویز به زندگی خود پایان داده است. به گزارش ایران اینترنشنال، یک هفته پس از مرگ موسویزاده، یک نوجوان دیگر بوشهری نیز به دلیل فقر خودکشی کرده است.
به گزارش سازمان جهانی بهداشت، در هر ۴۰ ثانیه یک نفر در جهان خودکشی میکند و در ازای هر یک فوتی ناشی از خودکشی، ۲۰ نفر اقدام به خودکشی ناموفق داشتهاند. این رقم در سال ۲۰۱۶ در بین کودکان ۱۰ تا ۱۴ سال در کل دنیا نزدیک به دههزار نفر بوده است. ولی به گزارش سازمان پزشکی قانونی کشور میزان خودکشی بین کودکان و نوجوانان در ایران سالانه ۷ درصد از رقم کل خودکشی است.


ولی نکته حائز اهمیت در اینجا روش خودکشی این کودکان است. در هر سه مورد بالا کودکان خود را حلقآویز و به روش اعدام کشتهاند. آیا به نظر شما آشنا بودن کودکی در این سن با این روش و اجرای موفق آن عادی است؟ به نظر شما از کجا این کودکان با مبحث اعدام و روش نصب و محکمکردن طناب دار آشنا شدهاند؟ به نظر شما چقدر دیدن صحنههای اعدامها در ملاء عام (که کودکان نیز در میان تماشاگران حاضرند) یا دیدن تصاویری این چنینی که در کتابهای کودکان در ایران منتشر میشوند، میتوانند تاثیرات مخرب بگذارند؟




لازم به یادآوری است که در سال ۹۲ و در پی اعدام دو محکوم در شیراز، کودکی ۷ساله دست به «اعدام بازی» میزند و جان خود را از دست میدهد.
واکنشهای رسمی
روابط عمومی آموزش و پرورش شهرستان دیر از استان بوشهر در واکنش به خبر خودکشی محمد موسویزاده در اطلاعیهای اعلام کرد: «از روز بازگشایی مدارس در ۱۵ شهریورماه تا روز حادثه کار آموزشی خود را از طریق شبکه شاد با تلفن همراهی که توسط شخص مدیر مدرسه در فروردینماه ۹۹ به ایشان اهدا شده بود، انجام میداد. ضمنا نامبرده جزو دانشآموزان بیبضاعت و کمبرخوردار بوده که در سالهای تحصیلی بهصورت مکرر مورد حمایت مدرسه و انجمن اولیا و مربیان آموزشگاه بوده است و خانوادهاش نیز این موضوع را تایید میکند.»
این در حالی ست که مادر محمد در فایل صوتی گفتوگو با رکنا، دادن گوشی از طرف مدرسه به محمد را تکذیب میکند و میگوید: «نه گوشی نیاوردند. قولش را دادند که بیارند ولی نیاوردند.» او حتی خبر دریافت کمک مالی از طرف مدرسه را نیز تکذیب کرد.
اطلاعیه آموزش و پرورش شهرستان دیر دو سوال در ذهن شهروند پرسشگر ایجاد میکند؛ چرا مدارک ارائه گوشی به این خانواده منتشر نمیشود؟ در ازای ارائه گوشی نامه، امضا یا تعهدنامهای دریافت نشده است؟
سوال دوم اینکه در عکسهای منتشرشده از «حضور محمد در شبکه شاد» تاریخ ۲۴ شهریور دیده میشود. در این تصویر نام «خانم رضایی بارگاهی کلاس کلا…» دیده میشود. در متن نیز، محمد نوشته است: «خانم معلم عزیز» ولی در عکس دیگری که به عنوان مدرک برای امکان ارسال فایل صوتی از سوی محمد ارائه شده است، تاریخی وجود ندارد. این تصویر فایلها، پیامهای ارسالشده به فردی به نام «ایرج قاسمی» را نشان میدهد که تاریخ «امروز» زمان دریافت پیامهای ارسال شده است.


عدم دسترسی به شبکه شاد امکان شرکت شاگردان در کلاس درسی را میگیرد یا در حداقل در روند آموزشی آنان اخلال ایجاد میکند. مشاور وزیر آموزش و پرورش و مسئول برنامه شبکه شاد از محرومیت ۲۰ تا ۳۰ درصد دانش آموزان گفته است: «سه میلیون و ۵۰۰ هزار دانشآموز، یعنی حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد کل دانشآموزان، به سیستم هوشمند و این شبکه دسترسی ندارند و در دوران کرونا از امکانات آموزشی محروماند.» این محرومیت یک عامل استرسی و فشار شدید روی کودکان است در حالی که آمورزش و پرورش میتواند با ارائه سیستمهای هوشمند به دانشآموزان از این فشار جلوگیری کند.
آیا به نظر شما خانواده محمد انگیزهای برای بیان دروغ در این زمینه دارند؟ حتی اگر فرض کنیم مدیران حکومتی مرگ محمد موسویزاده را به دلیل خودکشی نمیدانند، مادامی که پاسخ منطقی و مبتنی بر واقعیت برای این پرسشها ارائه ندهند، ادعای آنها قابل قبول نیست. به نظر شما انگیزه خانواده محمد موسویزاده از دروغگفتن درباره مرگ فرزندشان چه میتواند باشد؟